گرنج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ رِ) (اِ.) ۱- چین، شکن. ۲- کنج، گوشه، بیغوله.واژه قبلی: گرمی نمودنواژه بعدی: گرنجار