گرنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرنگ . [ گ َ رَ ] (اِ) لشکرگاه . ◄ جنگ گاه . (برهان ) (آنندراج ). رجوع به کرنک شود.
گرنگ . [گ ِ رِ ] (ص ) درهم شکسته باشد. (برهان ) (آنندراج ).
گرنگ . [ گ ُ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند، واقع در ٢٠ هزارگزی شمال باختری خوسف و ٣ هزارگزی شمال راه شوسه ٔ عمومی خوسف به خور. هوای آن گرم، دارای ١٧ تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).