گره پیشانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گره پیشانی . [ گ ِ رِه ْ ] (ص مرکب ) کنایه از اخم رو، بیدماغ و این فعل راگره بر جبین زدن و گره در ابرو زدن و کردن و گره برابرو زدن و آوردن و انداختن و گره بر رو زدن و گره گشتن ابرو گویند. (بهار عجم ) (آنندراج ) : طلب کردند نافرجام گویی گره پیشانیی آژنگ رویی . نظامی . کبر یکسو نه اگر شاهد درویشانی دیو خوش طبع به از حور گره پیشانی . سعدی (بدایع).