گروشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گروشی . [ گ ِ ] (اِخ ) امانوئل دو. مارشال فرانسوی متولد در قصر ویلت سنت اِتواز، متولد ١٧٦٦ و متوفی ١٨٤٧م . او با ناپلئون در محاربات عمده ٔ وی شرکت داشت . در سال ١٨١٥ در جنگ واترلو وی نتوانست بموقع خود را به امپراتوربرساند و در نتیجه از الحاق سپاهیان ولینگتن و بلوخر جلوگیری کند و امپراتور را از مخمصه نجات دهد.
گروشی . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار، واقع در ٢٤٠٠٠گزی شمال قصرقند و کنار راه قصرقند به چانف .هوای آن گرمسیر و مالاریائی، دارای ٣٠٠ تن سکنه است .آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات و برنج و خرما و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).