گروه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گروه . [ گ ُ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هشتگانه ٔ بخش ساردوئیه جیرفت که در شمال ساردوئیه واقع است . حدود آن بشرح زیر است : از شمال به دهستان راین، از خاور به دهستان مرغک، از جنوب به دهستان ساردوئیه، از باختر به دهستان هنزل . موقعیت آن کوهستانی است . هوای آن سردسیر و محصولات عمده ٔ آنجا غلات و لبنیات است . آب مشروبی از چشمه ها و رودخانه ها دارد. راه آن مالرو است . از ٣٦ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده . جمعیت آن در حدود ١٥٠٠ تن است . مرکز دهستان قریه گروه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
گروه . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است مرکز دهستان گروه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت، واقع در ١٨٠٠٠گزی شمال ساردوئیه و ١٠٠٠٠گزی باختر راه مالرو ساردوئیه به راین . هوای آن سرد. دارای ٣٦٠ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه تأمین میشود.محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
گروه . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت، واقع در ٦٠٠٠گزی باختر مسکون و ٤٠٠٠گزی باختر شوسه ٔ بم به سبزواران . هوای آن سرد و دارای ٣٥٠ تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشودو محصول آن غلات و حبوبات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . مزارع یشته ساوندان و سنگستان جزء این ده است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).