گروی زره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گروی زره . [ گ ُ ی ِ زِ رِه ْ ] (اِخ ) نام یکی از خویشان افراسیاب است که در کشتن سیاوش مکرها کرد و وسیله ها انگیخت : سیاوش ز گفت گروی زره برو پرز چین کرد و رخ پرگره . فردوسی . نیوشنده بودند و لب با گره بپاسخ بیامد گروی زره . فردوسی . گروی زره را گره تا گره بفرمود تا برکشیدند زه . فردوسی . رجوع به فهرست ولف و گروی شود.