گرو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ) (اِ.) کوزه سفالین که آن را لعاب کاشی دهند.(گِ رُ) (اِ.) رهن، شرط.مترادفها و واژههای مرتبطرهن، شالهنگداوشرطواژه قبلی: گره گیرواژه بعدی: گرو بردن