گرگن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ گُ) (اِ.) غلهای که هنوز خوب نرسیده باشد، و آن را گاه در آتش بریان کنند و خورند.واژه قبلی: گرگم به هواواژه بعدی: گرگین