گریبانگیر شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. شُ دَ) (مص ل.) دچار شدن، دامن گیر شدن.واژه قبلی: گریبانگیرواژه بعدی: گریبانی