گریزاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گریزاندن . [ گ ُ دَ ] (مص ) فرار دادن . ◄ رهانیدن مال التجاره از باج و گمرک از راهی غیرمسلوک تا باج ندهد. قاچاق کردن . رجوع به گریزانیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گریزاندن . [ گ ُ دَ ] (مص ) فرار دادن . ◄ رهانیدن مال التجاره از باج و گمرک از راهی غیرمسلوک تا باج ندهد. قاچاق کردن . رجوع به گریزانیدن شود.