گریزان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ق.) گریزنده، در حال فرار.مترادفها و واژههای مرتبطبیزار، رمنده، رمیده، ، متنفر، نافر، نفور،فراری، گریخته، متواری، منهزمواژه قبلی: گریز زدنواژه بعدی: گریزه