گریستن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
زاری کردن، گریه کردن، اشک ریختن، شیون کردن، خون گریستن، گریه و زاری کردن، آبغوره گرفتن، اشکش دم مشکش بودن، اشکش درآستینش بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
زاری کردن، گریه کردن، اشک ریختن، شیون کردن، خون گریستن، گریه و زاری کردن، آبغوره گرفتن، اشکش دم مشکش بودن، اشکش درآستینش بودن