گریفون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گریفون . [ گ ِ ] (اِخ ) فرا... در بلژیک بدنیا آمد و در قبرس درگذشت . کشیش و اسقفی بود که او را بشرق فرستادند. او راست «مدائح مریم » و «وصف الاراضی المقدسه » (١٤١٠ - ١٤٧٥م .).
گریفون . [ گ ِ ف ُ] (اِخ ) گریپون . پسر نامشروع شارل مارتل (٧٢٦ - ٧٥٣م .). شهرتش بواسطه ٔ مبارزاتی است که بمخالفت پپن ل ُبرف و پسرانش کرده است .
گریفون . [ گ ِ ف ُ ] (اِ) حیوان افسانه ای است که ترکیبی از جسد شیر، سر و بال عقاب، گوش اسب و تاجی شبیه به آلت سباحه ٔ ماهی است .