گریه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گِ یِ) (اِمص.) اشک ریختن، سرشک.مترادفها و واژههای مرتبطاشکریزی، تضرع، زاری، مویه، ناله، ندبه ≠ تبسم، خنده، لبخندواژه قبلی: گریمورواژه بعدی: گریه انداختن