گریچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گریچه . [ گ ِ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرنو بالاولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، واقع در ٥٤ هزارگزی شمال باختری طیبات، سر راه اتومبیل رو شهرنو به تربت حیدریه . هوای آن معتدل و دارای ٦٣ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه تأمین میشود ومحصول آن غلات و میوه جات و ابریشم، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
گریچه . [ گ ِ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرشیو بخش مریوان شهرستان سنندج، واقع در ٨٠٠٠٠گزی خاوری دژ شاهپور و ٨٠٠٠گزی شمال خاوری دره هرد. کوهستانی، هوای آن سرد و دارای ٩٠ تن سکنه است . آب آنجا از چشمه ها و زه آب دره ٔ محلی تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
گریچه . [ گ ُ چ َ / چ ِ ] (اِ) تالار. ◄ خانه ٔ کوچک . ◄ نقب زیرزمین . ◄ چاه زندان .(برهان ) (آنندراج ). رجوع به گریچ شود. ◄ کلوچه . کلیچه . کردی گورسک (شیرین ). حلوایی را نیز گویند که عربان کعب الغزال خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (حاشیه ٔ برهان چ معین ).