گریک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گریک . [ گ َ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمدی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان، واقع در ٧هزارگزی باختر سی سخت و هفت هزارگزی باختر راه اتومبیل رو سی سخت به شیراز هوای آن سرد و دارای ٦٠٠ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه ٔ پل کلو تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و برنج، پشم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است . صنایع دستی آنان قالی، جوال و جاجیم بافی و راه آن مالرو است . ساکنان از طایفه ٔ بویراحمد هستند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
گریک . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجندبخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در ٩٢٠٠٠گزی شمال کرمان و ٤٠٠٠گزی راه مالرو شاهزاده محمد به کرمان و دارای ٤٠ تن سکنه است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).