گری
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) بیماری جرب.
(گَ) (پس.) در ترکیب با بعضی واژهها، معنای حاصل مصدری میدهد. مانند: دادگری.
(~.) (اِ.) ۱- پیمانه، کیل. ۲- جریب.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) بیماری جرب.
(گَ) (پس.) در ترکیب با بعضی واژهها، معنای حاصل مصدری میدهد. مانند: دادگری.
(~.) (اِ.) ۱- پیمانه، کیل. ۲- جریب.