واژه جو

گز و نیم گز کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گز و نیم گز کردن .[ گ َ زُ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چیزی را پیمودن به گز. چیزی را اندازه گرفتن . گز کردن . رجوع به گز شود.

معنی گز و نیم گز کردن | واژه جو