گزارشگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزارشگری . [ گ ُ رِ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل شرح کردن و تفسیر نمودن : گزارنده ٔ داستان دری چنین داد نظم گزارشگری . نظامی . چو زین گونه کرد آن گزارشگری . نظامی . و رجوع به گزارشگر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزارشگری . [ گ ُ رِ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل شرح کردن و تفسیر نمودن : گزارنده ٔ داستان دری چنین داد نظم گزارشگری . نظامی . چو زین گونه کرد آن گزارشگری . نظامی . و رجوع به گزارشگر شود.