گزارشگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. گَ)(ص فا.)شرح دهنده، مخبر، خبرنگار.مترادفها و واژههای مرتبطخبرنگار، رپرتر، گزارشگر، مخبر، مفسرواژه قبلی: گزارش کردنواژه بعدی: گزاره