گزاره شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزاره شدن . [ گ ُ رَ / رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عبره گشتن . عبور کردن : بر آب جیحون پل بستن و گزاره شدن بزرگ معجزه ای باشد و قوی برهان . فرخی . رجوع به گزاره کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزاره شدن . [ گ ُ رَ / رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عبره گشتن . عبور کردن : بر آب جیحون پل بستن و گزاره شدن بزرگ معجزه ای باشد و قوی برهان . فرخی . رجوع به گزاره کردن شود.