واژه جو

گزاستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گزاستن . [ گ ُ ت َ ] (مص ) دباغت کردن و آراستن پوست . ◄ سنگ نصب کردن . (ناظم الاطباء).

معنی گزاستن | واژه جو