واژه جو

گزاشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گزاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص ) بجا آوردن .ادا کردن . رجوع به گذاردن و گذاشتن و گزاردن شود. - گزاشته آمدن ؛ متروک ماندن : و بنده را آن خوشتر آید که امروز بر راه وی رفته آید و گزاشته نیاید. (تاریخ بیهقی ).

معنی گزاشتن | واژه جو