گزا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزا. [ گ َ ] (نف ) گزنده و گزندرساننده . زیان زننده . (برهان ) (جهانگیری ) : تریاق در دهان رسول آفرید حق صدیق را چه غم بود از زهر جان گزا. سعدی . رجوع به گزای شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزا. [ گ َ ] (نف ) گزنده و گزندرساننده . زیان زننده . (برهان ) (جهانگیری ) : تریاق در دهان رسول آفرید حق صدیق را چه غم بود از زهر جان گزا. سعدی . رجوع به گزای شود.