گزند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ زَ) [ په. ] (اِ.)۱ - آسیب، آفت. ۲- چشم زخم.مترادفها و واژههای مرتبطآزار، آسیب، آفت، بلا، خدشه، خسران، زیان، صدمه، ضرر، لطمه، مضرتواژه قبلی: گزمهواژه بعدی: گزند رسانیدن