گزیده کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ)(مص م.) دست چین کردن، انتخاب کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ)(مص م.) دست چین کردن، انتخاب کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزیده کردن . [ گ ُ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) انتخاب کردن : ز صد دستان که او را بود در ساز گزیده کرد سی لحن خوش آواز. نظامی .