گزیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ دِ) (ص مف.) نیش خورده.(گُ دِ) (ص مف.) پسندیده، انتخاب کرده.مترادفها و واژههای مرتبطبرگزیده، خلاصه، زبده، منتخب، نخبه، نقاوتواژه قبلی: گزیدنواژه بعدی: گزیده کردن