گزینش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ نِ)(اِمص.)برگزیدن، انتخاب کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ نِ)(اِمص.)برگزیدن، انتخاب کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزینش . [ گ ُ ن ِ ] (اِمص ) (از: گزین + ش، پسوند اسم مصدر). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). برگزیده و پسندیدگی باشد. (برهان ) (آنندراج ) : شُه بر آن عقل و گزینش که تراست چون تو کان جهل را کشتن سزاست . مولوی . ◄ (اِ) ترجمه ٔ خاصیت هم هست . (برهان ) (آنندراج ). از دساتیر است . (فرهنگ دساتیر ص ٢٦٤) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).