گزینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گزینه . [ گ ُ ن َ / ن ِ ] (ن مف ) گزیده و برچیده و انتخاب کرده شده باشد. (برهان ) (آنندراج ) : در دست برد نظم ز دوران گزینه ام گردون به صد قران ننماید قرینه ام . مجیرالدین بیلقانی . ◄ (اِ) ترجمه ٔ خاصیت هم هست . (برهان ) . و رجوع به گزینش و گزینی شود.
گزینه . [ گ َ ن َ/ ن ِ ] (اِ) چکش و پتک دراز مسگران باشد که میان ظروف بدان عمیق سازند. (برهان ) (آنندراج ) : به کلبتینم اگر سر جدا کنی چون شمع نکوبد آهن سرد طمع گزینه ٔ من . خاقانی . ◄ گنجینه و مخزن . (برهان ) (آنندراج ). گزنه . غزنه . غزنی . غزنین . جزنق (معرب ) = گنجه . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ◄ کرباس گنده را نیز گویند که از آن خیمه و سایبان سازند و فقیران و مسکینان جامه کنند. (برهان ). کرباس سطبر که از آن خیمه و چادر سفری سازند.