گساردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ دَ) (مص م.) ۱- نهادن، گذاشتن. ۲- خوردن، خوردن شراب و غم.مترادفها و واژههای مرتبطآشامیدن، نوشیدنزایل کردن، زدودن، ستردن، محو کردنسپری کردن، طی کردنواژه قبلی: گسارواژه بعدی: گسارنده