گستاخ آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ آمدن . [ گ ُ م َ دَ ] (مص مرکب ) دلیر آمدن . جسور آمدن . بی پروا آمدن . ◄ بی پروایی کردن : آنکه گستاخ آمدند اندر زمین استخوان کله هاشان را ببین . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ آمدن . [ گ ُ م َ دَ ] (مص مرکب ) دلیر آمدن . جسور آمدن . بی پروا آمدن . ◄ بی پروایی کردن : آنکه گستاخ آمدند اندر زمین استخوان کله هاشان را ببین . مولوی .