گستاخ بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیادب بودن، توی چشم کسی نگاه کردن، خیره نگاه کردن، شرم نداشتن بیشرم، بیادب بودن چشمچرانی کردن، خوردن گستاخی کردن، پررویی کردن، آسترش را هم خواستن تشر زدن، نافرمانی کردن، بهمبارزه طلبیدن، سرپیچی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیادب بودن، توی چشم کسی نگاه کردن، خیره نگاه کردن، شرم نداشتن بیشرم، بیادب بودن چشمچرانی کردن، خوردن گستاخی کردن، پررویی کردن، آسترش را هم خواستن تشر زدن، نافرمانی کردن، بهمبارزه طلبیدن، سرپیچی کردن