گستاخ رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ رو. [ گ ُ ] (ص مرکب ) بیشرم . وقیح . پررو.در مجموعه ٔ مترادفات آمده : «بی حیائی و بی شرمی » و این معنی صحیح نیست و معنی گستاخ رویی است : بدان در هرکه بالاتر فروتر کسی کافکنده تر گستاخ روتر. نظامی . رجوع به گستاخ روی و گستاخ رویی شود.
گستاخ رو. [ گ ُ رَ / رُو ] (نف مرکب ) بیباک رو. آنکه در رفتار ملاحظه از چیزی نکند : گستاخ روان آن گذرگاه کردند درون آن حرم راه . نظامی .