گستاخ گوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ گوی . [ گ ُ ] (نف مرکب ) بی محاباگوی و بی صرفه گوی . (آنندراج ) : از آن بوالفضولان گستاخ گوی وز آن بوالحکیمان دیوانه خوی . نظامی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ گوی . [ گ ُ ] (نف مرکب ) بی محاباگوی و بی صرفه گوی . (آنندراج ) : از آن بوالفضولان گستاخ گوی وز آن بوالحکیمان دیوانه خوی . نظامی (از آنندراج ).