گستاخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ) [ په. ] (ص.) جسور، بی ادب.مترادفها و واژههای مرتبطبیآزرم، بیادب، بیباک، بیپروا، بیحیا، بیشرم، پررو، جسور، دریده، شوخدیده، شوخ، غره، فضول، لجوج، متهور، نافرهیخته، نامودب، وقیحواژه قبلی: گستواژه بعدی: گستاخ شدن