گستراندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ تَ دَ) (مص م.)<BR>۱- پهن کردن.<BR>۲- فرش کردن.<BR>۳- منتشر کردن.<BR>۴- پخش کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ تَ دَ) (مص م.) ۱- پهن کردن. ۲- فرش کردن. ۳- منتشر کردن. ۴- پخش کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستراندن . [ گ ُ ت َ دَ ] (مص ) پهن کردن : کجا برفشانند مشک و عبیر همان گسترانند خز و حریر. فردوسی . فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگستراند. (گلستان ).