گستراندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستراندن . [ گ ُ ت َ دَ ] (مص ) پهن کردن : کجا برفشانند مشک و عبیر همان گسترانند خز و حریر. فردوسی . فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگستراند. (گلستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستراندن . [ گ ُ ت َ دَ ] (مص ) پهن کردن : کجا برفشانند مشک و عبیر همان گسترانند خز و حریر. فردوسی . فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگستراند. (گلستان ).