گسترش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ تَ رِ) (اِمص.)<BR>۱- گستردگی، پهن شدگی.<BR>۲- فرش، هر چیز گستردنی.<BR>۳- رواج، توسعه، بسط.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ تَ رِ) (اِمص.) ۱- گستردگی، پهن شدگی. ۲- فرش، هر چیز گستردنی. ۳- رواج، توسعه، بسط.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گسترش . [ گ ُت َ رِ ] (اِمص ) (از: گستر + ش، پسوند اسم مصدر). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عمل ِ گسترده . ◄ (اِ) هر چیز را که توان پهن کرد از دام و بساط و فرش و امثال آن . (برهان ) (آنندراج ). فرش : بارگاهی بدو نمود بلند گسترش های بارگاه پرند. نظامی . ◄ پوشش : ز سنجاب و قاقم ز موی سمور هم از گسترش ها ز کیمال و بور. فردوسی . ◄ هر چیز را که توان فروچید. (برهان )(آنندراج ).