واژه‌جو

گسسته پشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گسسته پشت . [ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ پ ُ ] (ص مرکب ) بی مدد. بی پشت و پناه : همی شدند به بیچارگی هزیمتیان گسسته پشت و گرفته گریغ را هنجار. عنصری .

معنی گسسته پشت | واژه‌جو