واژه جو

گسله

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گسله . [ گ ُ س ِ / س َ ل َ /ل ِ ] (ن مف ) گسیخته شده . (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ). رجوع به گسیختن شود. ◄ (اِمص، اِ) گسیختگی اشکوبهای موازی طبقات زمین . (فرهنگستان ص ٢٢).

معنی گسله | واژه جو