گسیخته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ تِ یا تَ) (ص مف.) بریده، از هم جدا شده.مترادفها و واژههای مرتبطبریده، پاره، دریده، قطع، گسسته، منفصل، منقطع، ≠ متصلواژه قبلی: گسیختنواژه بعدی: گسیختگی