گشاده پیشانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گشاده پیشانی . [ گ ُ دَ / دِ ] (ص مرکب ) کسی که در کار گشاده رو باشد و آنرا پیشانی گشاده نیز نامند. (فرهنگ رشیدی ). ◄ خوش رو. خندان . بشاش : پیکری چون خیال روحانی تازه رویی گشاده پیشانی . نظامی (هفت پیکر ص ٧٣). به حاجتی که روی تازه روی وخندان باش فرونبندد کار گشاده پیشانی . سعدی . ◄ نورانی . (ناظم الاطباء)