گشاییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گشاییدن . [ گ ُ دَ ] (مص )باز کردن . گشودن . فتح کردن : اکنون چنان باش که شقه های خیمه ات را چون فروگشایند جائی دیگر بازتوانی گشاییدن و برآوردن . (کتاب المعارف بهأولد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گشاییدن . [ گ ُ دَ ] (مص )باز کردن . گشودن . فتح کردن : اکنون چنان باش که شقه های خیمه ات را چون فروگشایند جائی دیگر بازتوانی گشاییدن و برآوردن . (کتاب المعارف بهأولد).