گشته
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گَ تِ) (ص مف.) ۱- گردیده. ۲- تغییر یافته، عوض شده. ۳- گردش کرده، سیر کرده. گشتی (گَ) (اِ.) پاسبان شب، پلیس.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گَ تِ) (ص مف.) ۱- گردیده. ۲- تغییر یافته، عوض شده. ۳- گردش کرده، سیر کرده. گشتی (گَ) (اِ.) پاسبان شب، پلیس.