گشت
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گَ) (مص مر. اِمص.) ۱- سیر و سیاحت. ۲- گردیدن، گشتن. ۳- گردش در شب جهت پاسبانی. ۴- تفرج، تماشا. ۵- جست و جو، تفحص. ۶- تغیر، تبدل. ۷- محو.
(گِ) (ق.) همه، همگی، کلاً.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(گَ) (مص مر. اِمص.) ۱- سیر و سیاحت. ۲- گردیدن، گشتن. ۳- گردش در شب جهت پاسبانی. ۴- تفرج، تماشا. ۵- جست و جو، تفحص. ۶- تغیر، تبدل. ۷- محو.
(گِ) (ق.) همه، همگی، کلاً.