واژه جو

گشت

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

تفرج، تفریح، تماشا، سیاحت، سیر، گردش، گشتن، هواخوری پاسبانی تبدیل، تغییر تفحص، جستجو

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی گشت | واژه جو