گشن کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گشن کردن . [ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بار گرفتن و باردار شدن : شنیدم که چل مادیان گشن کرد یکی تخم برداشت از وی به درد. فردوسی . ◄ با ماده نزدیک شدن : و سعادت وی [ ستور ] خوردن و خفتن و گشن کردن است . (کیمیای سعادت ).