گل افشانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل افشانی . [ گ ُ اَ ] (حامص مرکب ) عمل گل افشاندن . عمل گل باران کردن : جوانمردی کن ازمن بار بردار گل افشانی بس از ره خار بردار. نظامی . روی درکش به کنج پنهانی شادمان بین درآن گل افشانی . نظامی . روی بهرام از آن گل افشانی سرخ شد چون رحیق ریحانی . نظامی . رجوع به گل افشان و گل افشان کردن شود.