گل انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اَ تَ) (مص ل.)(عا.)<BR>۱- سرخ شدن، برافروخته شدن. <BR>۲- گرم شدن (گفتگو).<BR>۳- نقش انداختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اَ تَ) (مص ل.)(عا.) ۱- سرخ شدن، برافروخته شدن. ۲- گرم شدن (گفتگو). ۳- نقش انداختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل انداختن . [ گ ُ اَ ت َ ] (مص مرکب ) گُل انداختن ِ صورت و روی ؛ سرخ شدن روی از نشاط جوانی و شادابی یا در حالت تب یا خجلت . پیدا شدن سرخی در روی در اثر تب و یا حرارت بیرونی یا خجلت . سرخ شدن گونه به طبع بعلت شرم یا بیماری . و رجوع به گل افکندن شود. ◄ گل دوختن یا گل نقش کردن در روی کاغذ یا پارچه .