گل بحری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل بحری . [ گ ُ ل ِ ب َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از گل سرخ مثل شنجرف و ظاهراً از دریا آرند. (آنندراج ) : دور از تو بس که زمزمه سنج مصیبتم از موج گریه شد گل بحری غبار ما. شفیع اثر (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل بحری . [ گ ُ ل ِ ب َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از گل سرخ مثل شنجرف و ظاهراً از دریا آرند. (آنندراج ) : دور از تو بس که زمزمه سنج مصیبتم از موج گریه شد گل بحری غبار ما. شفیع اثر (از آنندراج ).